این زهره خانم طبیبزاده که گویا اهل نور باید باشند و مشاور ریاست جمهوری در امور زنان هم هستند و لابد باید قدمهایی در راه بهبود امور زنان هم بردارند یا حدّاقلّ نظرات مشورتی ایشان مورد استفاده ریاست جمهوری قرار گیرد و در جهت بهبود اوضاع زنان به کار رود، اخیراً، به جای دفاع از زنان، به دفاع از قانون ضدّ زنان برخاسته و آن را مبتنی بر کلام خالق دانستهاند.
از قدیم میگفتند، "کلوا و اشربوا" را دیدی "لاتسرفوا" را فراموش کردی! حال هم قضیه همین بندهء خدا است که نمیدانم چرا قرآن را ناقص میخواند یا به نفع اربابان خویش تعبیر مینماید. قرآن کریم ابداً به هیچ مردی اجازه نداده بیش از یک زن بگیرد و هر گونه قانونی که خلاف آن وضع شود خلاف کلام خدا است و اگر، طبق معمول، بگویید، "چه شد تو فهمیدی امّا علمای اعلام نفهمیدند؟"، باید عرض نمایم که آن کسانی که توانستند بر نفس امّارهء خویش غلبه نمایند برداشت صحیح کردند و طبق آن عمل نمودند و آنها که نتوانستند یا نخواستند به میل خویش عمل کردند.
در اینجا باید به نفس قرآن مراجعه کرد و دید که واقعاً چه فرموده است. زهره خانم به آیهء چهارم سورهءنساء استناد میکنند که میفرماید، "فانکحوا ما طاب لکم من النّساء مثنّی و ثلاث و رباع". برای کسانی که میل دارند معنای آن را به فارسی بدانند از ترجمه صفیعلیشاهی نقل میکنم، "پس نکاح کنید آنچه خوش آید مر شما را از زنان دو و سه و چهار."
امّا آیهء قرآن در اینجا متوقّف نمیشود و ادامه دارد، هر چند که خوشایند نباشد.
میفرماید، "فَاِن خِفتُم اَلاّ تعدِلوا فواحدَةٍ." ترجمه از همان مأخذ: "پس اگر بترسید که عدالت نورزید، پس یکی." بنابراین، اگر کسی مرد و مردانه فکر کند و ببیند که نمیتواند عدالت را رعایت کند، باید به یکی اکتفا نماید.
شاید کسی مدّعی شود که عدالت را رعایت خواهد کرد و عدالت به معانی متعدّد آمده است. یک از آن موارد که اینگونه افراد مدّعی آن میشوند، "اعطاء کلّ ذیحقٍّ حقّه" است که از همه معروفتر است. ابتدا باید حق را تعریف کرد و معلوم نمود که آیا حقّ و حقوق همسران را شوهر باید تعریف کند و هر چه بخواهد به آنها بدهد و بگوید همین است و جز این نیست. یا آن که همسرش نیز دارای حقّی است که خواستههای مشروعش را اعلام نماید. امّا تعریف دیگری هم برای عدالت ذکر شده که در همهء ادیان و مکاتب هم بیان شده است. این مورد به "قانون طلایی" معروف است که به بعضی از موارد آن اشاره میشود:
1- آیین هندو: "با دیگران آن کاری را انجام نده که مایل نیستی با تو انجام دهند. برای دیگران همان را بخواه و همان آرزو را داشته باش که برای خود میخواهی و آرزو داری. این کلّ دارما است؛ به آن کاملاً عمل کن." (1)
2- آیین بودایی: "همه از رنج و عذاب در هم میشکنند و همه زندگی را دوست دارند؛ به خاطر داشته باش که تو نیز مانند آنها هستی. پس خودِ خویشتن را میزانی برای دیگران قرار ده و از آنچه که سبب آزار دیگران میشود پرهیز کن." (2)
3- آیین جینی: "در خوشبختی و ناراحتی، در شادمانی و اندوه، باید جمیع مخلوقات را چون خود خویشتن بدانیم، و بنابراین باید از وارد آوردن هر گونه آزار و اذیتی به آنها، که اگر خود متحمّل شویم ناخشنود خواهیم شد، پرهیز کنیم." (3)
4- آیین تائو: "نسبت به کسانی که با من مهربانند، مهربانم؛ نسبت به کسانی که با من نامهربانند، نیز مهربانم. به این ترتیب همه باید مهربان باشند. نسبت به کسانی که با من صادقند، صادقم؛ و نسبت به کسانی که با من صادق نیستند نیز صادقم؛ تا که همه صادق باشند." (4)
5- آیین کنفوسیوس: "تسه کونگ سؤال کرد، «آیا کلمهای هست که به عنوان یک قانون عملی برای تمام زندگی انسان عمل کند؟» استاد گفت، «آیا رابطه متقابل چنین عبارتی نیست؟ آنچه که نمیخواهی دربارهء تو معمول شود، دربارهء دیگران انجام نده." (5)
6- آیین زرتشت: "آنچه که برای همه و هر کسی نیکو است و برای همه نیکوست – همان برای من نیکوست... آنچه که برای خویشتن نیکو میدانم، باید برای همه نیکو بدانم. تنها قانون جهانی قانون راستی است." (6)
7- آیین یهودی: "بتپرستی نزد شامای آمد و به او گفت، «مرا به دین خود در آور مشروط بر آن که در حالی که بر روی یک پای ایستادهام تمامی تورات را به من بیاموزی.» شامای با میلهء اندازهگیری که در دست داشت او را از خود راند. بعد مرد بتپرست نزد هیلل رفت و او به وی گفت، «آنچه که نزد تو منفور است، آن را در مورد همسایهات انجام مده. تمامی تورات این است. بقیه آن تفسیر است. برو و همین را عمل کن.»" (7)
8- آیین مسیحی: "ناگاه یکی از فقها برخاسته از روی امتحان به وی (عیسی مسیح) گفت ای استاد چه کنم تا وارث حیات جاودانی گردم. به وی گفت در تورات چه نوشته شده است و چگونه میخوانی. جواب داده گفت این که خداوند خدای خود را به تمام دل و تمام نفس و تمام توانایی و تمام فکر خود محبّت نما و همسایهء خود را مثل نفس خود. گفت نیکو جواب گفتی. چنین بکن که خواهی زیست..." (انجیل لوقا، باب 10، آیات 25 به بعد)
9- آیین اسلام: "1- برای نوع انسان همان را آرزو کن که برای خود آرزو داری تا مؤمن واقعی باشی. برای آن که مسلمان باشی با همسایهء خود نیکو رفتار نما. 2- آنچه برای خود میخواهی برای بنی نوع انسان بخواه؛ 3- نیکوترین انسان کسی است که شادمان باشد از این که انسانها همان را داشته باشند که خود او از داشتنش خوشنود میگردد، و ناخشنود باشد از این که آنها چیزی داشته باشند که خود وی از آن ناخشنود است. 4- آنچه را که برای خود از آن بیزاری میجویی، برای دیگران نیز بیزاری جو و آنچه که برای خود میطلبی برای دیگران نیز بطلب." (9)
حال، اگر مردان را این تحمّل وجود دارد که همسرشان دو شوهر داشته باشد، آنها نیز میتوانند همین انتظار را از همسرشان داشته باشند که دو همسری یا چند همسری آنها را تحمّل نماید. مضافاً، خود قرآن میگوید برقراری عدالت غیر ممکن است. در همان سورهء نساء میفرماید: "وَ لَنْ تستطیعوا أنْ تَعْدِلوا بَیْنَ النّساء ولو حَرَصْتُم." ترجمه از همان مأخذ پیشین: "و هرگز نتوانید که عدالت کنید میان زنان و اگرچه بسیار خواسته باشید." ملاحظه میفرمایید که به نفی ابد (یعنی لن) هرگونه راه گریزی را بر مسلمانان بسته است و هیچکس نمیتواند آن را به میل خود تفسیر و تعبیر نماید.
این که خانم طبیبزاده فرمودهاند باید در ازدواج دوم و سوم و چهارم حدود و ضوابط رعایت شود و نباید از سر شهوترانی باشد، باید خودشان تفسیر فرمایند که مقصود از "حدود و ضوابط" چیست و اگر ازدواج دوم و سوم و چهارم از روی شهوترانی نیست، به چه علّت صورت میگیرد؛ اگر به علّت خسته شدن از تکهمسری نیست، به چه سبب واقع میشود. آیا تنوّعطلبی است؟ آیا کمک آوردن برای زن اوّل است؟ آیا داشتن پول زیاد است که باید خرج همسران دیگر شود؟ توضیح بفرمایند سبب امتنان جمیع نساء عالم خواهد شد.
یک کلام دیگر به خانم طبیبزاده (که احتمالاً با ازدواج شوهرشان با همسران جدید مخالفتی ندارند چون حکم خدا است) بگویم. ایشان فرمودهاند که "حق مجلس است که این لایحه را بررسی کرده نظر خود را بدهد." آیا اگر بر مبنای قرآن چند صباح دیگر لایحهای به مجلس برود که طبق قرآن اگر زن از شوهرش نافرمانی نماید باید، ابتدا پندش دهد و سپس در بستر از او دوری کند و او را کتک بزند ("اللاّتی تخافون نشوزهنّ فَعِظوهُنّ و اهجُرُوهُنّ فی المضاجع و اضربوهُنّ..." – نساء، آیهء 34)، آیا باز هم همین اظهارات را در مورد لزوم اجرای حکم خدا خواهید داشت. لابد میدانید که همسرتان، طبق این آیه، ملزم نیست با شما مشورت کند، از راهنمایی شما استفاده کند، هر کاری که دوست داشت میتواند انجام دهد و پاسخگوی شما نباشد. زیرا فقط نافرمانی شما از او مجازات دارد نه بالعکس.
انشاءالله حمایت شما از این لایحه که بهتر است "لایحهء عدم حمایت از خانواده" نامگذاری شود، مبتنی بر عقل و منطق باشد نه در جهت کسب رضایت اربابان.
پاورقی:
1- Smart, Ninian. 'Bhagavadgita', in S. G. F. Brandon (ed.0, A Dictionary of Comparative Religion. New York; Scribner, 1970, page 136
2- Das, Bhagavan. Essential Unity of All Religions. Madras: The Theosophical Publishing House, 1955, p. 406, cited from Dhamma-pada
3- Bull, Norman J. Moral Judgement from Childhood to Adolescence. London: Routledge & Kegan Paul, 1969; p.92, cited from Yoga-Sāstra
4- Mϋller, F. Max (ed.). The Sacred Books in the East. New Delhi: Motilal Banarsidass, Vol. XXXIX. The Sacred Books of China; The Texts of Taoism. Trans. James Legge. Part I: The Tao The King: The Writings of Kwang-Zze, Books I-XVII. 1891, p. 92, cited from The Tao The King, PartII, Chapter 49, Verse 2
5- Legge, James (trans.). Confucius; Confucian Analects, The Great learning and the Doctrine of the Mean. New York: Dover, 1971, p. 301 cited from Confucian Analects, Book XV, Chapter XXIII.
6- Das, Bhagavan. Essential Unity of All Religions. Madras: The Theosophical Publishing House, 1955, p. 407-8, cited from Gatha, 43:1
7- Glatzer, nahum H. (ed. And trans.). Judaic Tradition. Boston: Beacon Press, 1969, p. 197, cited from Shabbath I, 31a
8- Donaldson, Dwight M. Studies in Muslim Ethics. London: S. P. C. K., 1963, p. 82, cited from Sukhanan-i-Muhammad, nos. 14, 21, 63, 306 (Tehran, 1938)


